به گزارش خبر تالشی؛ روز سهشنبه ۴ فروردینماه، دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت، با حضور در برنامه گفتوگوی ویژه خبری صداوسیما به تبیین تحولات اخیر جنگ رمضان پرداخت.
بهراستی این ۲۵ روز را میتوان یک برهه متراکم از تاریخ دانست؛ دورهای که هر روز آن دارای اهمیت ویژهای است. علت این اهمیت نیز روشن است: باید دید دشمنان ما در روز نخست چه تصوری داشتند و امروز در چه جایگاهی قرار گرفتهاند. این مقاومت عمیق، برخاسته از فهم و آگاهی یک ملت است. دشمن با تمام توان و با رویکردی قلدرمآبانه، از همان روز اول حمله وحشیانه، تصورات متوهمانهای همچون «تغییر رژیم»، «تجزیه کشور» و «تسلیم کامل» را در سر داشت و فکر میکرد که بهسرعت به اهداف خود خواهد رسید.
در ادامه حتی شاهد بودیم که ترامپ با جریانهای تجزیهطلب ضدایرانی وارد گفتوگو شد؛ اقدامی که نشان داد هدف اصلی، نه صرفاً نظام جمهوری اسلامی، بلکه ایران است. سپس ادعاهایی مانند یک جنگ ۲۰۰۰ ساله مطرح کردند که به نظر میرسد بیشتر تلاشی برای مشروعیتبخشی تاریخی به اقداماتشان بود؛ چرا که این ادعا اساساً با هویت و داشتههای تاریخی متجاوزین در تعارض است.
در روزهای ابتدایی، آنها با اقداماتی بهشدت خشونتآمیز تلاش کردند ارکان قدرت و وحدت ملی را هدف قرار دهند؛ از مراکز اصلی نظام تا رفتارهای وحشیانه علیه مردم، از جمله حمله به دانشآموزان مدرسه شجره طیبه. این اقدامات، که حتی در دو مرحله انجام شد، نشان میداد که در اجرای هیچ سطحی از خشونت تردید ندارند. هدف آنها ایجاد رعب، فروپاشی روانی جامعه و در نهایت تحمیل تسلیم بود. اما نتیجه چه شد؟ مسیری که طی کردند، آنها را به نقطهای کاملاً متفاوت رساند. امروز دیگر از آن ادعاهای اولیه خبری نیست. نه سخن از تغییر رژیم است، نه تجزیه کشور، و نه حتی آن لحن قاطع برای تسلیم. اکنون آرزوی آنها به این تقلیل یافته که شاید بتوانند راهی برای تعامل با ملت ایران پیدا کنند.
امروز دشمنان در تغییر لحنی فاحش، از قدرت و استحکام نظام ایران سخن میگویند؛ از ریشهدار بودن ساختار آن، از توانمندی نیروهای مسلح، و حتی از برتری ایران در حوزههایی مانند پهپاد و موشک. در تحلیلهای خود به این نتیجه رسیدهاند که ملت ایران حتی در بلندمدت نیز تسلیم نخواهد شد. عباراتی نظیر «ملت ایران یک میلیون سال دیگر هم تسلیم نخواهد شد» نشاندهنده درک جدیدی است که نسبت به روحیه این ملت پیدا کردهاند.
این ۲۵ روز، همانطور که اشاره شد، یک دوره فشرده و سرنوشتساز در تاریخ معاصر است؛ دورهای که برای ملت ما مایه افتخار و سربلندی محسوب میشود. حضور گسترده مردم در خیابانها، آن هم با آگاهی، شعور، نشاط و احساس مسئولیت، نقش تعیینکنندهای در این روند داشته است. این حضور نهتنها نماد وحدت ملی است، بلکه خود بهعنوان یک عامل تولید قدرت عمل میکند.
در مقابل، برای ملت کشورهایی که چنین تصمیمگیرانی در راس قدرت دارند، باید تأسف خورد؛ چرا که نوع نگاه و محاسبه سردمدارانشان، آنها را به خطاهای راهبردی و هزینههای سنگین کشانده است.
محبتی که امروز در میان مردم شکل گرفته، مبتنی بر ولایت است و همین عامل باعث شده که این انسجام بهوجود بیاید. این پشتوانه مردمی در موضوع جانشینی نیز خود را نشان داد و بیعتی که مردم انجام دادند، ریشه در همان عمق فرهنگی و اعتقادی مردم دارد. این همان نکتهای است که دشمنان قادر به درک آن نیستند و تصور میکنند که با اقداماتی مانند حذف یک مسئول یا ایجاد یک بحران مقطعی، میتوانند مسیر را تغییر دهند در حالی که این ریشهها بسیار عمیقتر از این تحلیلهای سطحی است. حتی اخیراً یکی از تحلیلگران آنها نیز اذعان کرده که «نظام ایران دارای ریشههای عمیق است» و این نشان میدهد که تازه به بخشی از واقعیت پی بردهاند. ویژگی مهم دیگر حضور مردم در این ایام، فراگیر بودن آن است. این حضور محدود به یک قشر یا یک نوع تفکر خاص نیست. نمیتوان گفت فقط متدینین یا نیروهای حزباللهی در صحنه هستند؛ بلکه همه اقشار با هر نوع پوشش و ظاهری از افراد با حجاب کامل تا کسانی با حجاب کمتر یا بعضا بیحجاب در کنار یکدیگر ایستادهاند و هر شب در میدانها حضور دارند. این نشان میدهد که وقتی آرمانها، ارزشها، اصول و نگاههای مشترک وجود داشته باشد، یک ملت حول آنها متحد میشود. این ملت، ملتی است که از حقوق، منافع، استقلال و آزادی خود دفاع میکند.
نگاه این ملت، نگاهی متعالی و بلندمدت است. مردم صرفاً به عبور از شرایط امروز فکر نمیکنند، بلکه به قلههای پیشرفت میاندیشند. بر همین اساس از نظام نیز مطالبه دارند که مسیر را با جدیت ادامه دهد؛ چراکه هدف، رسیدن به نقاط بزرگ و متعالی است. در همین چارچوب، رهبر معظم انقلاب نیز در این شرایط، شعار سال را «اقتصاد مقاومتی با وحدت ملی و امنیت ملی» اعلام میکنند. این بدان معناست که مسیر حرکت کشور، رسیدن به همان قلههای پیشرفت است و وحدت ملی شکلگرفته، فرصتی ارزشمند برای تحقق این اهداف محسوب میشود. در کنار آن، امنیت ملی نیز باید تقویت شود. وقتی از «اقتصاد مقاومتی همراه با امنیت ملی» سخن گفته میشود، منظور این است که هیچ عامل خارجی نتواند بر ملت ایران فشار وارد کند.
درباره شرایط برونرفت از وضعیت فعلی و پایان جنگ؛ مردم در این شبها بهصراحت اعلام کردهاند که دیگر مدلهای گذشته را نمیپذیرند. آنها خواهان یک ضمانت واقعی هستند؛ ضمانتی که اطمینان دهد سایه جنگ برای همیشه از کشور دور خواهد شد و شرایطی مانند جنگ ۱۲روزه تکرار نمیشود یعنی وضعیتی که در آن یک آتشبس موقت برقرار شود و پس از چند ماه دوباره درگیری آغاز گردد.
امنیت پایدار به این معناست که وابسته به وعدههای ناپایدار و قابل نقض نباشد. تجربه سالهای اخیر به ویژه در برجام نشان داده که نمیتوان به تعهداتی که ضمانت اجرایی ندارند، اتکا کرد. در برجام، ملت ایران به تعهدات خود بهطور کامل عمل کرد، اما طرف مقابل به تعهداتش پایبند نماند. حتی در برخی از مذاکرات، خود آنها اذعان کردهاند که ممکن است تعهداتی بدهند، اما در عمل به آن پایبند نباشند.
رهبر شهید انقلاب درباره برجام و بدعهدی دشمن فرمودند ۱۰ سال یک عمر است و نباید تکرار شود. در برجام آژانس بینالمللی انرژی اتمی حدود ۱۵ بار پایبندی ایران را تأیید کرد. با این حال، طرف مقابل نهتنها به تعهدات خود عمل نکرد، بلکه در نهایت از توافق خارج شد. ملت ایران در سالهای اخیر بهصورت عینی تجربه کرده است که حتی در اوج مذاکرات نیز نمیتوان به رفتار طرف مقابل اعتماد کرد. بهعنوان نمونه، در خردادماه و در میانهی مذاکرات، حملهی نظامی صورت گرفت. همچنین، در ماجرای «جنگ رمضان»، برخی مقامات طرف مقابل بعدها اذعان کردند که زمان عملیات از ۱۵ روز قبل مشخص بوده است. این نشان میدهد که روند مذاکرات برای آنها بیشتر جنبهی فریب داشته است.
امروز تصمیمگیریها و تصمیمسازیها نباید بر اساس وعدهها و نوسانات رفتاری طرف مقابل باشد. همانطور که شهید آقای لاریجانی اشاره کردند، منافع و امنیت یک ملت نمیتواند تابع «وسوسه» یا تغییر نظر یک فرد یا دولت دیگر باشد. کشوری که سرنوشت خود را به این عوامل گره بزند، دچار خطای راهبردی خواهد شد. واقعیت این است که امروز شرایط تغییر کرده است. اگر از یک سو، طرف مقابل در گذشته از تغییر نظام، تجزیه کشور و تحمیل تسلیم بدون قید و شرط سخن میگفت، امروز به جایی رسیده که حتی آرزو میکند بتواند با ایران وارد گفتوگو شود. البته این نیز میتواند بخشی از یک تاکتیک یا فریب جدید باشد و باید با دقت به آن نگاه کرد.
ملت ایران در این مقطع به یک نقطهی جدید از قدرت رسیده است. این قدرت، حاصل یک تجربهی ۴۷ ساله از انقلاب اسلامی و بهویژه یک تجربهی ۱۰ ساله در تعامل با طرفهای خارجی است. نتیجهی تجربه برجام امروز روشن است: دشمنان قابل اعتماد نیستند و مسیر گذشته دیگر قابل تکرار نیست. در این میان، نقاط قوت کشور بهوضوح نمایان شدهاند. از جمله: وحدت و انسجام مردم، ریشههای عمیق نظام، رهبری حکیمانه و مبتنی بر اصول و شناخت دقیق ظرفیتها و توانمندیها.
در موضوع تنگه هرمز، تهدید میکنند که اگر این تنگه بسته شود زیرساختها را هدف میگیریم؛ اما در واقعیت نتیجه این شده که خودشان برای آن از تعبیر «باتلاق» استفاده میکنند و میگویند در آن گرفتار شدهاند. حتی توصیه تحلیلگرانشان این است که راه نجات، خارج شدن از این باتلاق است، نه دستوپا زدن بیشتر که فقط موجب فرو رفتن عمیقتر میشود. اینها تازه آغاز پیامدهای اقداماتی است که خودشان رقم زدهاند. در مقابل، ظرفیتها و توانمندیهای ملت ایران امروز بیش از گذشته آشکار شده است. برای مثال، در موضوع تنگه هرمز، سالها این بحث مطرح بود که آیا ایران توانایی تأثیرگذاری در این منطقه را دارد یا نه. امروز پاسخ روشن است: جمهوری اسلامی ایران قدرت آن را دارد که امنیت این منطقه حیاتی را تضمین کند و ترتیبات امنیتی آن را شکل دهد.
امروز از کودک پنج یا شش ساله گرفته تا پیرمرد و پیرزن، هر فردی تلاش میکند نسبت خود را با این جبهه مشخص کرده و نقشآفرینی کند. حضور مردم در نیمههای شب در شهرها و روستاها و مشارکت فعال آنان، نشاندهنده اهمیت این موضوع است. این روحیه در عرصه اقتصادی نیز قابل مشاهده است. اگر ریشههای عمیق فرهنگی وجود نداشت، در شرایط جنگی هر فردی به دنبال سودجویی شخصی میرفت، اما امروز جامعه در یک روند عادی و بدون التهاب به زندگی خود ادامه میدهد و نشانی از سوءاستفاده و فرصتطلبی دیده نمیشود. این هم نکتهای دیگری است که دشمنان قادر به درک آن نیستند.
رهبر شهید انقلاب همواره بر این نکته تأکید داشتهاند که این کشور متکی به مردم است و خداوند این ملت را برمیانگیزد. امروز نیز بهروشنی میبینیم که مردم چگونه به صحنه آمدهاند و این حقیقت را اثبات کردهاند. ایشان همچنین فرمودهاند همانگونه که مستکبران تاریخ، از جمله فرعونها، سقوط کردند، جریان حاکم بر رژیم آمریکا نیز دچار سقوط خواهد شد. این سقوط صرفاً اخلاقی نیست، بلکه در عرصههای مختلف قابل مشاهده است. وقتی فرد یا جریانی ادعاهای بزرگ مطرح میکند اما هر روز شرایط به ضررش رقم میخورد، این روند چیزی جز سقوط نیست؛ روندی که نه عادی است و نه قابل توجیه، بلکه نشانهای از یک سیر نزولی و در نهایت رسیدن به نقطهای از ذلت است.
باید توجه داشت که هرگاه دشمن در حوزه سختافزاری به ضعف برسد و احساس کند که در میدان عقب مانده است، به ابزارهای نرمافزاری مانند فریب و تزویر روی میآورد. این یک تجربه تاریخی است؛ هرگاه در جنگافزار و ابزار نظامی ناکام بماند، تلاش میکند با عملیات روانی و ایجاد تردید، ضعف خود را جبران کند. امروز نیز ممکن است دشمن با ایجاد تردید در میان مردم، مسئولان یا در موضوعاتی مانند وحدت ملی، به دنبال تضعیف قدرت نرم جامعه باشد. در حالیکه ویژگی اصلی ملت ما ایمان و عدم تردید است؛ یعنی ملتی که توانمندیهای خود را میشناسد و بر اساس آنها حرکت میکند.
هدف جنگ امروز، رسیدن به نقطهای است که پیشرفت کشور بدون سایه تهدید—نه جنگ و نه تحریم—تداوم یابد. امروز این ظرفیت در کشور وجود دارد. حتی همان کسانی که زمانی ادعا میکردند اجازه نخواهند داد ایران حتی یک بشکه نفت بفروشد، اکنون خود پیشقدم میشوند و از دیگران میخواهند که از ایران نفت خریداری کنند. این تغییر رفتار، نشانهای روشن از بروز قدرت است. بنابراین، در این مقطع باید این دستاوردها را تثبیت و تقویت کرد. آرایش و جهتگیری کشور باید بهگونهای باشد که پیشرفت، تثبیت و پایداری آن تضمین شود. لازمه این امر آن است که هرگونه تهدید علیه ملت ایران با پاسخ قاطع مواجه شود، بهگونهای که دشمن از اقدام خود پشیمان گردد.
برای مثال، در موضوع تحریمها، صرف مقابله کافی نیست؛ بلکه باید شرایطی ایجاد شود که دشمن از اعمال تحریم پشیمان شود و دیگر به سراغ چنین اقداماتی نرود. در حوزه نظامی نیز، اگر تصور میکردند با گزینه نظامی میتوانند به نتیجه برسند، امروز باید به این جمعبندی برسند که چنین گزینهای نهتنها کارآمد نیست، بلکه هزینهزاست و باید از آن صرفنظر کنند. علاوه بر این، موضوعاتی مانند دریافت غرامت و تنبیه متجاوز نیز مطرح است که حداقل سطح واکنش محسوب میشود.
