به گزارش خبر تالشی و به نقل از ایبنا؛ ماههای محرم و صفر با آداب و آیینهای ویژهای که دارد، هم نزد مردم گیلان مهم است و هم در تار و پود فرهنگ این سامان، ریشه دارد و در کنار سیاه پوش شدن مساجد، تکیهها، سردر بازارها و رخت عزا بر تن مردم، در محلههای مختلف دستههای نوحه خوانی و روضهخوانی به راه میافتد و خطبا و مرثیهخوانان این مجالس، مراثی و سوگوارهها را که از اساتید قبل از خود به یادگار دارند، برای مردم عزادار بازخوانی میکنند و این، تجلی آشکاری از ادبیات آیینی در گیلان است.
ادبیات آیینی؛ حافظ هویت فرهنگی و مروج آموزههای دینی
ادبیات آیینی فقط مجموعهای از واژهها و بیتها نیست بلکه بخشی از حافظه فرهنگی مردم به شمار میآید؛ حافظهای که در آن عشق، ایمان، سوگ، امید و معرفت در کنار هم قرار گرفتهاند. یکی از ویژگیهای مهم ادبیات آیینی اینست که میان دل و اندیشه پیوند برقرار میکند و این نوع ادبیات فقط به روایت یک حادثه یا بیان یک احساس بسنده نمیکند، بلکه میکوشد معنا و پیام آن را نیز منتقل کند. ناگفته پیداست که ادبیات آیینی علاوه بر ارزش هنری، ابزاری مؤثر برای ترویج آموزههای دینی و حفظ هویت فرهنگی و مذهبی هم محسوب میشود و از دیرباز تاکنون جایگاه ویژهای در فرهنگ و ادب فارسی داشته است.
یکی از ویژگیهای مهم ادبیات آیینی، قابلیت آن در برقراری ارتباط میان سنت و جامعه معاصر است و بسیاری از مفاهیم ارزشمند انسانی همچون عدالت، نوعدوستی، مسئولیت اجتماعی، حقیقتجویی و کرامت انسانی از طریق آثار آیینی به نسلهای مختلف منتقل میشود و همین مولفه، موجب ماندگاری اینگونه ادبی در طول قرنها شده است. تاریخ دراز دامن و غنی فرهنگی کشورمان گویای این واقعیت است که مفاهیم آیینی در تاروپود ادبیات فارسی جلوهگر هستند و تحلیل ساختارهای زبانی و بررسی تصویرسازیها و نشانههای فرهنگی از جمله حوزههایی به شمار میآیند که پژوهشگران ادبیات آنها را مورد کند و کاو قرار میدهند.
با در نظر داشتن اینکه شعر بیشتر از دیگر گونههای ادبی در عرصه ادبیات فارسی ظرفیت و تنوع محتوایی دارد؛ با بررسی آثار شاعران ایرانی از روزگاران کهن تا عصر حاضر، میتوان سیر تحول و تغییرات معنایی شعر آیینی را به عنوان یکی از فراگیرترین حوزههای شعر فارسی مشاهده کرد و این نوع ادبی، طی ادوار تاریخ متناسب با نیازهای فرهنگی و اجتماعی هر دوره، متحول شده است. در واقع باید گفت این نوع شعر به دلیل پیوند عمیق با باورها، اندیشههای دینی، احساسات ملی و فراملی همواره مورد توجه شاعران و مخاطبان بوده و طی دورههای مختلف تاریخی در انتقال مفاهیم فرهنگی و معنوی نقش موثری داشته است.
باورداشتها یکی از خصیصههای قومی است و با وجود تنوع اقوام در گیلان، مشترکات بسیاری در باورداشتهای آنان دیده میشود. محرم در باور مردم گیلان جلوهای از مظلومیت و حماسه و قیام عاشورایی نهضت امام حسین (ع) و یارانش است. با آغاز ماههای محرم و صفر، بزرگان هر محله از مناطق شهری و روستایی در سراسر استان با هدایت مردم به ویژه جوانان اقدام به برپایی آیینهای رایج سنتی عزاداری میکنند؛ آمادهسازی مساجد و حسینیهها، علمبندی و سیاهپوش کردن سردر مساجد و معابر و برپایی مجالس روضهخوانی، سینهزنی، زنجیر زنی از آیینهای ویژه این ماه است.
ادبیات آیینی بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی مردم گیلان است
حامد رضوانطلب، پژوهشگر حوزه ادبیات آیینی در گیلان اظهار داشت: ادبیات آیینی گیلان نه فقط مجموعهای از اشعار و نوحههای مذهبی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی مردم گیلان است که در بستر زبانهای بومی، آیینها و سنتهای مردمی شکل گرفته و در گیلان بهویژه در مناطق گیلکنشین و تالشنشین، ادبیات آیینی ارتباط عمیقی با زندگی مردم دارد و تنها به ایام محرم محدود نمیشود و در مناسبتهای مذهبی، آیینهای نذری، زیارت امامزادگان و حتی بخشی از فرهنگ شفاهی خانوادهها هم حضور دارد.
وی، مردمی بودن را یکی از مهمترین ویژگیهای ادبیات آیینی گیلان خواند و ادامه داد: بسیاری از اشعار و مرثیهها نه در محافل رسمی، بلکه در میان مردم عادی، مداحان محلی، شاعران گمنام و ذاکران اهل بیت(ع) شکل گرفتهاند به همین دلیل زبان این آثار ساده، صمیمی و سرشار از تصاویر بومی است.
عضو کانون شاعران آیینی کشور خاطرنشان کرد: تنوع فرهنگی گیلان باعث شده ادبیات آیینی در این استان جلوههای گوناگونی پیدا کند و در مناطق تالشنشین (عمدتاً در غرب استان)، نوحهها و مراثی تالشی بخش مهمی از این میراث را تشکیل میدهند و در مناطق گیلکی (عمدتاً در مرکز و شرق استان) نیز شاهد گونههای مختلف نوحهخوانی، پامنبری و اشعار مذهبی هستیم و همین تنوع زبانی و فرهنگی، سبب شده ادبیات آیینی گیلان از غنای قابل توجهی برخوردار باشد.
وی با بیان اینکه ادبیات آیینی گیلان بر دو ستون اصلی استوار است، این ستون ها را حماسه و سوگ خواند و گفت: مردم گیلان واقعه عاشورا را تنها به عنوان یک حادثه غمانگیز روایت نمیکنند، بلکه آن را نماد ایستادگی در برابر ظلم و دفاع از حقیقت میدانند؛ به همین دلیل در بسیاری از مرثیهها، حماسه و اندوه در کنار یکدیگر قرار میگیرند و بهصورت بهرطویل در دستگاه چهارگاه اجرا می شود.
سوگ؛ مقدمهای برای یادآوری ارزشهای حماسی عاشورا
به گفته رضوان طلب؛ وقتی به نوحهها و اشعار قدیمی منطقه نگاه میکنیم، میبینیم که در کنار روایت مصائب امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع)، حضرت علیاکبر(ع) و حضرت زینب(س)، مفاهیمی از جمله آزادگی، وفاداری، جوانمردی و مقاومت نیز برجسته شده؛ به بیان دیگر سوگ در فرهنگ آیینی گیلان صرفاً گریستن نیست؛ سوگ مقدمهای برای یادآوری ارزشهای حماسی عاشوراست.
وی نمونههای عینی این پیوند را در آیینهایی مانند علمبندی ماسوله قابل مشاهده دانست و افزود: این آیین، مراسمیست که علاوه بر جنبه سوگوارانه، یادآور انسجام اجتماعی، احترام به نمادهای مذهبی و بازآفرینی خاطره تاریخی عاشوراست و در چنین آیینهایی؛ هم حزن و اندوه حضور دارد و هم شکوه و عظمت حماسه حسینی.
پژوهشگر حوزه ادبیات آیینی در گیلان ادامه داد: اگر بخواهیم از مهمترین عامل ماندگاری ادبیات آیینی گیلان نام ببریم، بدون تردید باید به سنت شفاهی اشاره کنیم چراکه بخش بزرگی از مراثی، نوحهها، دستونها و اشعار مذهبی این استان هرگز نوشته نشده بودند و از طریق حافظه جمعی مردم به نسلهای بعد منتقل شدهاند.
نویسنده کتاب «اسرگ» که گزیدهای از سرودههای شاعران تالشزبان استان گیلان است، یادآور شد: در گذشته مداحان محلی، پیرغلامان، شاعران بومی و حتی زنان روستاها نقش مهمی در حفظ این میراث داشتند و بسیاری از نوحههایی که امروز در روستاهای تالش، فومن، شفت، ماسال، صومعهسرا و دیگر نقاط گیلان شنیده میشود، حاصل همین انتقال سینهبهسینه است.
نمادهای عزاداری گیلان برگرفته از زندگی مردم است
وی با بیان اینکه آیینهای عزاداری نیز نقش مهمی در انتقال این مفاهیم داشتهاند، گفت: در برخی مناطق گیلان رسم بود عزاداران در شام غریبان با شمع در کوچهها و معابر حرکت کنند و در گذشته در بعضی روستاها افراد برای همدردی با مصائب اهل بیت(ع) گِل بر سر و صورت میمالیدند یا با پای برهنه مسیر امامزادهها را طی میکردند و همچنین رسم بود هر خانواده بخشی از نذر خود را از خانه به محل عزاداری بیاورد تا سفرهای مشترک میان مردم شکل بگیرد.
رضوان طلب این رفتارها را صرفاً آیین نمیداند بلکه معتقد است که هر کدام حامل مفاهیم فرهنگی، مذهبی و اجتماعی بودند که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشدند و حتی در برخی مناطق کشاورزی گیلان، نمادهایی برگرفته از زندگی روزمره مردم در عزاداریها دیده میشد مانند استفاده نمادین از کاه، کلش یا برنج که نشاندهنده پیوند عمیق فرهنگ عاشورایی با زیستبوم کشاورزی منطقه بود و این عناصر در کنار نوحهها و مرثیهها به حفظ هویت بومی ادبیات آیینی کمک کردهاند.
وی محتوای ادبیات آیینی گیلان را بر محور واقعه عاشورا و شخصیتهای کربلا استوار دانست و خاطرنشان کرد: شهادت امام حسین(ع)، رشادت حضرت عباس(ع)، جوانمردی حضرت علیاکبر(ع)، مظلومیت حضرت علیاصغر(ع)، صبر حضرت زینب(س) و رنجهای کاروان اسراء از مهمترین موضوعات این ادبیات هستند.
وی اضافه کرد: اما ادبیات آیینی گیلان تنها روایت واقعه کربلا نیست، در بسیاری از اشعار و نوحههای محلی، مفاهیمی همچون عدالتخواهی، ظلمستیزی، دفاع از حق، ایثار، وفاداری، صبر و مسئولیت اجتماعی نیز مطرح میشود.

